الشيخ حسين المظاهري
306
جهاد با نفس (فارسى)
بشر اگر سقوط كند ، چنين مىشود . خيال نكنيد كه شيطان و نفس اماره حد توقف دارد ، نه ؛ اگر انسان در اين جنگ درون فعاليت و استقامت نداشته باشد و مواظبت از اين جنگ نكند ، يقين داشته باشيد كه مغلوب مىشود ، و وقتى مغلوب گرديد ، به سقوط كشانده مىشود ، و وقتى سقوط كرد حجاج ابن يوسف ثقفى و صدام از آن بيرون مىآيد . شما خيال مىكنيد كه صدام از اول چنين بود ؟ نه ، فطرت خدايى داشته است ؛ يا فكر مىكنيد كه حجاج ابن يوسف ثقفى از اول خون آشام بوده است ؟ يا فكر مىكنيد نه ، فرماندهء او عبدالملك مروان « حمام الحرم » يعنى هميشه در مسجد بوده است . خود عبدالملك مىگويدك اگر در مقابل من پشهاى را مىكشتند ناراحت مىشدم ، اما اكنون آن چنان تغيير كردهام كه حجاج برايم مىنويسد كه فوج فوج سر بريدهام و من چنانم كه هيچ رخ نداده است . در روايات مىخوانيم كه يهودىها در يك شب يكصد و بيست پيغمبر را از بنىاسرائيل كشتند و صبح چنان بود كه هيچ امرى رخ مداده است و وضعيت عادى خود را داشتند ؛ اين سقوط بشر است ، خيال نكيند كه ما از اين سقوط بركناريم ، ممكن است ما از مشاهده ذبخ يك مرغ ناراحت شويم اما در محل كارمان آبروى مردم را ببريم ، پشت سر ديگران غيبت كنيم و يا اشاعهء فحشا نمائيم ، تمام اينها مراحلى از سقوط است . شما معلمين كه نخبه هستيد ، آيا در ميان شما كسانى نيستند كه